تبلیغات
سخن صبا

سخن صبا
نسیمی از فرهنگ و ادب، عرفان و اخلاق و هر آنچه لطفی از كلام داشته باشد 
قالب وبلاگ
در باغی چشمه‌ای‌بود و دیوارهای بلند گرداگرد آن باغ، تشنه‌ای دردمند بالای دیوار با حسرت به آب نگاه می‌کرد. ناگهان خشتی از دیوار کند و در چشمه افکند. صدای آب مثل صدای یار شیرین و زیبا به گوشش آمد. آب در نظرش شراب بود. مرد آنقدر از صدای آب لذت می‌برد که تند تند خشت‌ها را می‌کند و در آب می‌افکند.
آب فریاد زد: های، چرا خشت می‌زنی؟ از این خشت زدن بر من چه فایده‌ای می‌بری؟...

تشنه گفت: ای آب شیرین! در این کار دو فایده است. اول اینکه شنیدن صدای آب برای تشنه مثل شنیدن صدای موسیقی رُباب است. نوای آن حیات بخش است، مرده را زنده می‌کند. مثل صدای رعد و برق بهاری برای باغ سبزه و سنبل می‌آورد. صدای آب مثل هدیه برای فقیر است. پیام آزادی برای زندانی است، بوی یوسف لطیف و زیباست که از پیراهنِ یوسف به پدرش یعقوب می‌رسید .

فایدة دوم اینکه: من هر خشتی که برکنم به آب شیرین نزدیکتر می‌شوم، دیوار کوتاهتر می‌شود. 

خم شدن و سجده در برابر خدا، مثل کندن خشت است. هر بار که خشتی از غرور خود بکنی، دیوار غرور تو کوتاهتر می‌شود و به آب حیات و حقیقت نزدیکتر می‌شوی. هر که تشنه‌تر باشد تندتر خشت‌ها را می‌کند. هر که آواز آب را عاشق‌تر باشد. خشت‌های بزرگتری برمی‌دارد.




طبقه بندی: داستانك، 
[ شنبه 21 مرداد 1391 ] [ 06:16 ب.ظ ] [ بانوی ایرانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
از یار آشنا سخن آشنا شنید
یارب کجاست محرم رازی که بشنود
دل یاد او کند که چه دید و چه ها شنید
نویسندگان
تصاویر هنری
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
تایپیست

تایپ سریع و حرفه ای با سرعت بالا شما می توانید متون اسكن شده خود را به ایمیل زیر بفرستید و در مدتی كوتاه تحویل بگیرید. sokhanesaba@gmail.com

امکانات وب
ترجمه مطالب این وبلاگ به زبان های روز دنیا