تبلیغات
سخن صبا

سخن صبا
نسیمی از فرهنگ و ادب، عرفان و اخلاق و هر آنچه لطفی از كلام داشته باشد 
قالب وبلاگ
 ادبیات برای ایشان فرصتی فراهم كرد كه وارد میدان ادبا بشود كه معمولاً صحنه‌ی ادبا با میدان معممین از هم جداست. ادبای زمان طاغوت را شما در نظر بگیرید، اصلاً آنها یك تیپ و یك آدم دیگری بودند. امكان نداشت كه یك روحانی را تحویل بگیرند، ولی آقا با ذوق ادبی و نقد ادبی كه داشت، توجه روشنفكران را هم جلب كرد. آقای خامنه‌ای از نظر نقد ادبی، نه به گفته‌ی من، بلكه به اعتراف ادبا، رتبه‌ی ممتازی دارد. ایشان در صحنه‌هایی كه معمولاً یك روحانی نمی‌تواند وارد بشود، با قدرت وارد شدند و در محافل مختلف ادبی، از مشهد و اصفهان گرفته تا تهران حرف اول را زدند.

قربان جملات آهنگینت بروم!
علاوه بر این، ادبیات روی خطاب و سخن ایشان اثر گذاشت. مقایسه كنید سخنان رهبر را با سخنان دیگران. علی‌الخصوص اگر دقت كنید روی جملات آهنگین ایشان كه بسیار ادیبانه است. وقتی انسان با سبك ادبی صحبت كند، در اعماق شعور انسان‌ها نفوذ می‌كند و تأثیر می‌گذارد. یادم می‌آید من از ایشان شنیدم كه می‌فرمودند من یك روز سخنرانی می‌كردم، مرحوم باهنر همینطور به من نگاه می‌كرد! وقتی كه یك‌خورده من مكث كردم، گفت: «قربان جملات آهنگینت بروم.» هركسی كه ذوق ادبی داشته باشد، واقعاً احساس می‌كند كه ایشان فارغ‌التحصیل یك مدرسه‌ی ادبی فوق‌العاده است. ایشان كتاب‌های بلاغت را هم خوب خوانده و از شاگردان ادیب نیشابوری دوم بوده است.


بنابراین یكی از محورهای تأثیرگذاری و احیاگری شخصیت آقا در مسائل فرهنگی، «ادبیات» بود. از آن مهمتر، ایشان اكتفا نكرد به ادبیات فارسی، بلكه به ادبیات عرب پرداخت. روزی محمد مهدی جواهری آمد خدمت آقا. این شاعر بزرگ عرب كه تقریباً 94 سال عمر داشت، وقتی كه فهمید آقا این همه مطالعات دارند و دیوان و خاطرات جواهری را كامل و دقیق خوانده‌اند، مات و مبهوت ماند و فریاد زد: دوران حكومت صاحب بن عباد و ابن عمید بر ایران برگشته است. می‌دانید كه این دو وزیر و حاكم فوق‌العاده‌ای بودند كه تبحر ادبی عجیبی داشتند.

علاوه بر جواهری، ایشان با شاعران متعددی از جهان عرب آشنا هستند. از آن مهمتر ایشان پا را فراتر از جهان اسلام گذاشته‌اند و رفته‌اند به سمت ادبیات اروپا. از زبان ایشان شنیدم كه گفتند شاید هیچ رمانی، غربی یا شرقی (یعنی از اروپای غربی یا از اروپای شرقی) به فارسی ترجمه شده نیست كه من نخوانده باشم. همه را خوانده‌ام.

خاطرات همراهی در نمایشگاه كتاب
یكبار كه رهبر انقلاب به نمایشگاه كتاب تشریف بردند، من هم خدمتشان بودم. از غرفه‌داری سؤال كردند كه فلان رمان هست، گفت: بله و ارائه داد. ایشان پرسیدند: این رمان سه جلدی است؛ چرا یك جلد شده است! این جمله ناشر را در موضع سختی قرار داد. گفت: آقا حالا ما دیدیم كه مردم نمی‌توانند بخرند و استقبال كم است و ...! آقا گفتند: می‌دانم، خب چرا ننوشتی این جلد اول از سه جلد است؟ این بنده‌خدا مثل اینكه سر هم كرده بود و این را یك جلد كرده بود.

از دیگر خاطرات من در نمایشگاه كتاب این است كه ایشان از كنار یك انتشاراتی به نام «قومس» رد شدند. البته قومس نام شهری در ایران است كه ظاهراً همین دامغان است. اسم این شهر كومش بود و قومس شد. در 1100 یا 1200 سال پیش یك شاعر عرب به نام ابوتمام از آنجا رد شد و یك بیت شعر سرود كه اسم قومس در آن هست. دیدم آن شعر را دارند می‌خوانند؛ من كه استاد ادبیات عرب هستم، می‌توانم ادعا بكنم كه خود استادان ادبیات عرب نسبت به این ابیات حضور ذهن ندارند! آن هم از ابوتمام كه شاعری فوقالعاده است و اشعار پیچیده‌ای هم دارد. به هر حال سطح آشنایی ایشان با ادبیات عرب و با ادبیات جهان، در این سطح است كه واقعاً فكر می‌كنم كسی از اهل ادب و فن نقد، در سطح ایشان قرار نمی‌گیرد.

باورشان نمی‌شد!
چند سال پیش ایشان تشریف بردند اهواز. یكی از چیزهایی كه ایشان علاقمند بودند در اهواز صورت بگیرد، ملاقات ایشان با شعرای عرب اهواز بود. شعرای عرب همین كه فهمیدند ایشان مایل است آنها را ببیند، از اطراف و اكناف آمدند اهواز. جلسه‌ای تشكیل شد كه اداره‌اش به عهده‌ی من بود. من اصلاً نتوانستم جو و شرایط پراحساس جلسه را كنترل كنم، از بس این شعرای خوزستان برای ابراز احساسات هر یك قصیده‌ای خواندند. من دیدم اگر تمام این قصاید بخواهد خوانده بشود. سه روز طول می‌كشد و ما سه چهار ساعت بیشتر وقت نداریم. این شعرا با هم مسابقه می‌دادند. من فكر می‌كردم آقا ناراحت هستند از این بی‌نظمی، ولی دیدم نه؛ خیلی خشنود بودند و لذت می‌بردند از این همه احساسات واقعی به اسلام و انقلاب و اهل بیت. من روز دوم وقتی كه خدمتشان رفتم، گفتم آقا جلسه چطور بود؟ فرمودند: فوق‌العاده بود و زیاد تعریف كردند. البته ایشان نظرشان را نسبت به شعر خوزستان، خوبی‌ها و نقاط ضعف و قوتش هم بیان كردند.

یك جلسه‌ی ادبی دیگری خاطرم هست كه در حاشیه‌ی كنفرانس یاری ملت فلسطین برگزار شد. در حاشیه‌ی دیدارهای رسمی، آقا ‌خواستند شعرایی را كه در این كنفرانس شركت كرده بودند، بینند. ایشان شش ساعت نشستند با این شعرا و اشعارشان را شنیدند؛ نظرات منتقدانه دادند و با اینها صحبت كردند. بعد از اینكه جلسه تمام شد، نشستند و با آنها شام خوردند. این جلسه‌ای تاریخی است كه خیلی از ادبای لبنانی وقتی كه به لبنان برگشتند، مقاله‌های شگفت‌انگیزی در رابطه با این پدیده نوشتند و گفتند كه اصلاً باورمان نمی‌شد رهبر انقلاب با آن همه مشغولیت‌ها و مسئولیت‌هاشان، شش ساعت فقط برای شنیدن شعر و فرهنگ عربی نشستند. نامه‌های زیادی هم در پی آن برای آقا رسید.




طبقه بندی: نقد و تحلیل، 
[ یکشنبه 22 مرداد 1391 ] [ 01:16 ب.ظ ] [ بانوی ایرانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
از یار آشنا سخن آشنا شنید
یارب کجاست محرم رازی که بشنود
دل یاد او کند که چه دید و چه ها شنید
نویسندگان
تصاویر هنری
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
تایپیست

تایپ سریع و حرفه ای با سرعت بالا شما می توانید متون اسكن شده خود را به ایمیل زیر بفرستید و در مدتی كوتاه تحویل بگیرید. sokhanesaba@gmail.com

امکانات وب
ترجمه مطالب این وبلاگ به زبان های روز دنیا