تبلیغات
سخن صبا

سخن صبا
نسیمی از فرهنگ و ادب، عرفان و اخلاق و هر آنچه لطفی از كلام داشته باشد 
قالب وبلاگ
نامه ای برای ماهنامه¬ی «کتاب¬های ماه» فرستاد و در آن از این¬که چند وقتی است ماهنامه به دستش نمی¬رسد گلایه کرد؛ بعد از مدتی نامه¬ای تایپ شده از نشریه به دستش رسید. نامه این چنین آغاز شده بود: «آقای کیومرث صابری فومنی نامه‌ی شیرین و طنزآمیز شما رسید.» صابری -به قول خودش- همین جمله کارش را ساخت؛ به طنز علاقه¬مند شد و او را به طنزنویسی کشاند و همیشه با خود می‌گفت: «من همان کسی هستم که با متنی ماشین شده کسی طنزنویسی مرا تایید کرده است.»

سال 1340 صابری با ماجرای حمله¬ی نیروهای امنیتی به دانشجویان شعری به طنز ساخت و چون گردنش در همان جریان با باطوم آسیب دیده بود آن¬را با امضای مستعار «گردن شکسته‌ فومنی» برای مجله‌ی توفیق ارسال کرد. پس از انتشار این شعر صابری رسما به دنیای طنزنویسی وارد شد. صابری ساکن شمال بود و از طریق پست آثارش را برای نشریه¬ی توفیق می¬‌فرستاد تا این‌که با کمک «حسین توفیق» به تهران منتقل شد. وی در ادامه‌ی همکاری‌اش معاون سردبیر توفیق شد و بعدها ستون ثابتی را با عنوان «هشت روز هفته» می-نوشت و¬ تا توقیف توفیق(1350) با آن نشریه همکاری داشت. میرزاگل، عبدالفانوس، ریش سفید، از جمله اسامی مستعار وی در توفیق بودند. عمران صلاحی درباره¬ی همین دوران می¬گوید: «وقتی معاون سردبیر بود بعضی مطالب و شعرها را رد می‌کرد و بالای مطلب نیز می‌نوشت مرا نگرفت. این مرا نگرفت را هم باید با لهجه‌ی شمالی خواند. روزی دوستم بیژن اسدی‌پور گفت چه کنیم مطالب ما آقای صابری را بگیرد؟ گفتم یک سگ ضمیمه مطالبت کن که بگیردش.»
همکاری صابری با مطبوعات به طنز محدود نبود. سپید و سیاه، فردوسی، نگین، امید ایران و... نشریاتی جدی بودند که صابری با آن‌ها همکاری داشت. مدتی در سالهای 58 و59 مسؤولیت مجله¬ی رشد و ادب فارسی وزارت آموزش و پرورش را عهده¬دار بود و با روزنامه¬ی اطلاعات، کیهان، کیهان فرهنگی و... نیز همکاری داشت. صابری در زمان نخست‌وزیری «شهید رجایی» مشاور فرهنگی و مطبوعاتی نخست‌وزیر و در زمان ریاست‌جمهوری ایشان مشاور فرهنگی رئیس جمهور شد و در هنگام ریاست‌جمهوری «آیت¬الهن خامنه¬ای» در همان سمت باقی ماند. 

23 دی 1363 اولین «دوکلمه حرف حساب» با امضای «گل ¬آقا» در روزنامه‌ی اطلاعات به چاپ رسید. ستون دوکلمه حرف حساب طنز سیاسی را در مطبوعات احیا کرد و مورد توجه همگان قرار گرفت. صابری زمانی این ستون را پایه‌گذاری کرد که کشور درگیر جنگ بود و مجلاتی که طنز¬های سیاسی می¬نوشتند، به دلایلی تعطیل شده بودند. وی سعی کرد درآن شرایط نوشته¬هایش مرهمی بر زخم‌های مردم باشد. طنز گل آقا آمیزه‌ای از انصاف، ادب، ایجاز، امید، شادی، انتقاد و رندی بود.
اذا عجز ستاد البسیج الاقتصادی
ینفخ فی سُرنا من راس الگشادی
(دو کلمه حرف حساب 23/10/1366)
تکونوا فی التجاره الخارجی منتظرا
کمثل البزک نمیر، الربیع می¬آیه
یقولون: العجله من عمل المش رجب
الربیع که بیایه خیار و کمبزه هم می¬آیه
(دو کلمه حرف حساب 3/12/1366)
مصراع
سلام ما برسانید بر وزارت نفت
ایضا مصراع
بگو که حوصله ما درون صف سر رفت
(دو کلمه حرف حساب 15/12/1363)

ابوالفضل زرویی نصر آباد عمده‌ترین قالب‌های به کار رفته در دو کلمه حرف حساب را به چهار گروه کلی تقسیم می¬کند که عبارتند از نثر ساده گل¬آقایی، نثر قدیم، نظم، نثر ترجمه. همچنین تاکید بر درست نویسی، پرهیز از عامیانه نویسی، تاثیرپذیری از گویش محلی، استفاده از ابیات عربی مغلوط و خود ساخته، تداوم سیر داستانی مطالب، استفاده از اشارات ادبی، تجاهل‌العارف، ترکیب سازی وغافل‌گیری را از جمله ویژگی¬های دو کلمه حرف حساب می¬داند.

عدل!
«تمامی تلفن‌های تهران هفت رقمی می¬شوند.» شرکت مخابرات 
ظلم بالسویه عدل است. 
«گل¬آقا» شنبه 28/8/1367
طب سنتی
گرانی و تورم کمر مردم را شکسته است.
نماینده¬ی مخالف(در بحث بودجه)
گرانی و تورم کمر مردم را شکسته است.
نماینده¬ی موافق(در بحث بودجه)
ما با یک متخصص ارتوپدی جدید و یک متخصص شکسته‌بندی تماس گرفتیم. گفتند: «حرف» و «شعار» را قاطی کنند به کمر بیمار بمالند، ببندند، فوت کنند، شکستگی خوب می¬شود!
«گل¬آقا» یکشنبه 21/12/1367
عرضه!!
«عرضه¬ی گوشت کوپنی همچنان(!) ادامه خواهد یافت». مدیر عامل سازمان گوشت
پاورقی :
عرضه، هر دو جور صحیح است. هم به فتح اول، هم به ضم آن!
پاورقی بر پاورقی (!):
احتمالا عده¬ای از خوانندگان عزیز خواهند گفت: عجبا ! این دیگر چه جور «حرف حساب» است که خودش نیست، ولی دو تا پاورقی دارد؟!
در پاسخ عرض می¬کنیم: این هم برای خودش چیزی است مثل همان «گوشت کوپنی» که خودش نیست، ولی دو تا متولی دارد: یکی ستاد بسیج اقتصادی، یکی هم مدیرعامل که دم به ساعت مصاحبه می¬کند.
«گل¬آقا» شنبه 14/7/69

اولین شماره‌ی هفته‌نامه‌ی گل¬ آقا در آبان 1369 منتشر شد و مورد استقبال مردم قرار گرفت و تمامی نسخه‌های آن در تهران کمتر از یک ساعت تمام شد. اولین شماره¬ی ماهنامه‌ی گل آقا در مردادماه 1370، سالنامه¬ی گل آقا در اسفند همان سال و هفته‌نامه بچه¬ها گل آقا در فروردین 1378 منتشر شد. انتشار نشریه-ی گل¬آقا نقطه¬ی عطفی در تاریخ مطبوعات ایران است. گل ¬آقا با گرد هم آمدن برخی از اصحاب توفیق به مدرسه‌ای برای طنز پردازان جوان تبدیل شد و تاثیر به‌سزایی بر طنز و طنزنویسی گذارد. آبان 1381 همزمان با سیزدهمین سال انتشار هفته‌نامه، گل آقا بدون ذکر هیچ‌گونه دلیلی انتشار هفته‌نامه را متوقف ساخت و همگان را متعجب کرد. سرانجام جمعه 11 اردیبهشت 1383 در اثر بیماری سرطان در تهران درگذشت و پیکرش 12 اردیبهشت، روز معلم در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
عمران صلاحی در یادداشتی درباره گل¬آقا چنین می¬گوید: «اگر فردوسی از روی دست همشهری خود اسدی طوسی نگاه نمی¬کرد نمی¬توانست شاهنامه -این اثر جاودانی- را به وجود بیاورد. اگر حافظ از روی دست خواجو و همشهری بزرگش سعدی نگاه نمی¬کرد، نمی¬توانست آن غزل¬های ناب را بسراید. اگر مولوی از روی دست سنایی و عطار نگاه نمی¬کرد، نمی¬توانست اثر جاودانه¬ای چون مثنوی بیافریند. در ادبیات خارجی هم جویس به دست استرن نگاه کرده¬است و مارکز به دست فاکنر. طنز امروز ایران با دهخدا آغاز شده است. خود دهخدا(دخو) هم گوشه چشمی به جلیل محمدقلی زاده(ملانصرالدین) داشته ¬است. سید اشرف هم چارچشمی به دست میرزا علی¬اکبر صابر شاعر روزنامه¬ی ملانصرالدین نگاه کرده است... بعد از دهخدا طنزنویسان مطبوعات به دست او نگاه می¬کنند و دست به تیپ سازی می¬زنند. رضا گنجه¬ای تیپ «باباشمل» را به وجود می¬آورد. روزنامه¬ی توفیق تیپ «کاکاتوفیق» را می¬آفریند و خانواده¬اش را هم وارد میدان می¬کند، کیومرث صابری(گل آقا) که خود از پرورش یافتگان مکتب توفیق است، در موسسه¬ی گل¬ آقا چهره¬ی گل ¬آقا را پنهان نگاه می¬دارد. اما تیپ دیگری می‌آفریند به نام «شاغلام» که رئیس آبدارخانه است و مسؤول کوبیدن مشت محکم بر دهان استکبار جهانی. گل¬آقا خانواده¬ی شاغلام را هم وارد آبدارخانه می‌کند؛ کمینه(زن شاغلام) و بچه¬ی شاغلام. غیر از این‌ها چند نفر دیگر هم هستند مثل غضنفر، مش رجب، ممصادق و دیگران که به کمک گل ¬آقا می¬آیند و حتی گاهی در غیابش جور او را می¬کشند. تیپ شاغلام جا می¬افتد و برجسته می¬شود و هویت پیدا می¬کند. کیومرث صابری حالا در میان ما نیست، اما گل ¬آقا و شاغلام همچنان حضور دارند و رندانه به جهان نگاه می¬کنند و لبخند می‌زنند.»



طبقه بندی: سایر نویسندگان و شاعران،  نقد و تحلیل،  زندگینامه، 
[ جمعه 28 مهر 1391 ] [ 01:57 ب.ظ ] [ بانوی ایرانی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
از یار آشنا سخن آشنا شنید
یارب کجاست محرم رازی که بشنود
دل یاد او کند که چه دید و چه ها شنید
نویسندگان
تصاویر هنری
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
تایپیست

تایپ سریع و حرفه ای با سرعت بالا شما می توانید متون اسكن شده خود را به ایمیل زیر بفرستید و در مدتی كوتاه تحویل بگیرید. sokhanesaba@gmail.com

امکانات وب
ترجمه مطالب این وبلاگ به زبان های روز دنیا